|
التقاط گرايي نگرشي است در هنر، كه امكان گزينشي آزاد و مستقل را (براي هنرمند) فراهم مي آورد؛ و تلفيقي است از سبكهايي هنري ديگر به انضمام شيوه شخصي هنرمند. « وام گيري يا اقتباس از هنرهاي بيگانه » Exoticism به اين مطلب اشاره دارد كه اين سبكها از فرهنگي ديگر به جز فرهنگي كه متعلق به هنرمند است به عاريه گرفته شده اند. اين اصلاح نيازي به فشرده شدن (تلخيص) ندارد؛ حتي در مورد آن هنرمندي كه از يك منبع (ابتدائي) يا (بدوي) Primitive موجود در تمدن خود مثل آثار دوژه (رومانسك)1 Romanesgue، اتروريايي2 (اتروسك) Etruscan يونان آغازين Greek Early كه نمونه هايي از منابع هنري اروپايي مي باشند عناصري را به قرض گرفته و اقتباس كند. اين دوره ها (رومانسك و ...)، اغلب آنقدر دور افتاده و پرت هستند كه خارق العاده و عجيب و غريب به نظر مي رسند و يك هنرمند (براي مثال پيكاسو) هيچ تفاوتي بين (صنايع بدوي Primitive Source و (بيگانه) Exotic قائل نيست. ممكن است يك امتياز اخلاقي در اين بين باشد و آن اين است كه وام گرفتن (يا اقتباس كردن) از منبع ي دور دست ضمني سرقت ادبي را به همراه ندارد. گرچه اين وام گيري از منبعي متعلق به زمان حاضر باشد. اگر سبك اقتباسي به طور كامل و دقيق (ازسبك ديگري) جذب شود درون مايه آن به لحاظ زيبايي شناختي از اهميت كمي برخوردار خواهد بود. در صد ساله اخير نهايتا تزريق هفت سبك بيگانه در روندد اصلي هنر نوين، مورد تصديق قرار گرفته است. اسمي اين سبكها و شيوه هاي هنري، بدين قرار مي باشد:
- هنر شرق دور Far Eestern art
- هنر قبايل آفريقايي African Tribul art
- هنر بدوي كه شامل (هنر قومي3 Folk art ؛ هنر نقاشي كودكان child art؛ هنر افراد بي تجربه و مكتب نديده (Naive art مي شود.
- هنر پيش از تاريخ Prehistoric art (بخصوص كنده كاريها و پيكره هاي ساخته شده از چوب، فلز، سنگ عاج ... مربوط به دوره نوسنگي 4 (Neolithic
- (پيشا كلومبي آمريكا5) Pre - Columbian art of America
- هنر يونان نخستين (اواخر سده يازدهم تا سده هشتم ق.م) و هنر اتروريائي (قرن هشتم تا دوم ق.م) Early Geek and Etruscan art .
- (هنر صدر مسيحت) Early Christian art 6 بخصوص رومانسك.
اين امكان وجود دارد كه عوامل مؤثر كم اهميتري نيز همچون « هيز سلتي » Celtic art و يا « هز پلينزي » Polynesian art وجود داشته باشند، اما اينها جزء زير شاخه هاي كوچكتر از شاخه هاي عامتر و بزرگتر قرار گرفته اند. شايد موضوع جالبي باشد كه قبل از ترسيم تاثيرات اين عوامل اثر گذار بر پيكره سازي مدرن، در جستجوي يافتن دليلي براي چنين التقاط گرائي باشيم. البته در مجموع التقاط گرائي يك پديده خارق العاده و جديد نيست. هنر در تمامي اعصار موضوعي براي تاثير گذاري بوده است؛ در غير اين صورت، آن فقط يك تاريخ دارد. علم (باستان شناسي) Archaeology سعي بر آن دارد كه عناصر و عوامل پيچيده و بغرنجي چون (عدم وابستگي و استقلال، يكپارچگي و وام گيري) In Dependence - Convrgence and Brrowing موجود در تاريخ فرهنگها را ترسيم نمايد؛ و به اين پروسه (يا روند) عنوان « اخطلاط يا انتشار فرهنگي » Cultural Diffusion را اعطاء مي كند. چنين اختلاط يا انتشاري در شاخه هنر - به عنوان مثال انتشار هنر يونان در هند و نيز هنر بودائي هند در چين- در يك پروسه تاريخي، زمان زيادي را ب ه خود اختصاص مي دهد و اغلب، قرنها به طول مي انجامد. التقاط گرائي بيشتر ي ك روند محدود، سدي و كنترل شده است؛ و هرچند ممكن است منشا اقتصادي و سياسي داشته باشد، ولي همچون گز نيشي منحصر به فرد است كه براساس جبرو ونياز تاريخي تجلي مي شود. براي مثال (تزئينات چيني وار) Chinoiserie قرن هاي هفدهم و هجدهم ميلادي نتيجه رشد و توسعه تجارت و داد و ستد با شرق دور بود كه در آن زمان رونق بسيار گرفته بوده چيني آلات و ابريشم هاي سوزن دوزي شده همراه با چاي و ادويه جات وارد مي شدند؛ و تزئينات روي اين اشياء – به عنوان منبعي از وموتيف ها نقش مايه ها براي هنرمنداني خاص از اروپا قابل دسترسي بودند. اما هيچگونه شباهت غير عمدي يا نا آگاهانه از يك سبك شرقي قدرتمند، كه بتواند دستاورهاي كلي هنر اروپايي را تغيير دهد در ميان نبود.
در اين راستا، واردات آثار چاپي ژاپنيها، در نيمه دوم قرن نوزدهم كه تاثير قاطع و مسلم بر گوگن، ون گوك و ويستلر Whistler داشت مسير اصلي توسعه هنري در اروپا را تغير نداد. سبك تعداد اندكي از هنرمندان، تنها براي مدت زماني كوتاه يا فقط در تعداد بسيار كمي از تغير كرد. هنرمندي چون گوگن، مدارك و دلائل قاطعي از اصول خاص هنر ژاپني بدست آورده بود؛ ولي او بر اساس نياز دروني (خود) اين دستاوردها را تكامل بخشيد؛ درست در اين هنگام او مداركي (يا تصاويري) از چهره هاي ادبي موجود در منابعي چون « هنر قومي » Folk art، « باسمه هاي چوبي رنگ شده بدوي » Primitive Coloured Wood Cuts، « شيشه هاي منقوش قرون وسطائي »7 Medival Stained Glass و ديگر منابع بدست آورده بود. منابع اين چنيني، در « حساسيت » Sensibility هنرمند (باهم) « متحد و يكپارچه » Converge مي شوند؛ اما وجود اين حساسيت نتيجه نهائي يك پروسه پيچيده است؛ كه تا اندازه اي از ساختار رواني هنرمند مشتق مي شود، و تا حدي هم متاثر از حالتي است كه ما آنرا به رنگهاي موجود و حاضر و آماده روي تخته رنگ تشبيه مي كنيم؛ تخته رنگ ي كه ماهيت، ه س تي و موجودتيش، هوشياري و صخير خود آگاه هنرمندي است كه تحت تاثير فشارهاي اجتماعي رايج وو غالب در محيط زندگي اش قرار گرفته است.
|