گروه دانشگاه خبرگزاری دانشجو- مراحل؛* فعال دانشجویی ایده آل، امروز پرچم بدر را در دست دارد تا نشان دهد نهضتی که برای استقرار عدالت آغاز می‌شود درست همانند جنگ بدر است که در اسلام برای استقرار شریعت و حقیقت آغاز شد و همچنان که در بدر اولین پیروزی را اسلام (که آخرین نهضت نبوت است) به دست آورد این نهضت هم (که باید آخرین نهضت عدالت باشد) جنگ بدرِ دومی است که به پیروزی بزرگ عدالت در سطح جهانی منجر خواهد شد و این انقلاب به آن نهضت پیوسته است و دو حادثه نیست، یک جنگ است، در دو جبهه.

بی عدالتی به مثابه ویروس‌هایی است که تزریقشان به بدنه انقلاب جدای از تب و لرزش، سلامت و مقاومت ایجاد خواهد کرد، نباید گذاشت تکرار شود و باید درمان شد.

در نیل به اتوپیای انقلاب، تحقق عدالت از مهم‌ترین شاخصه‌ها است و از مهم‌ترین ابزار آن فکر و عمل اند که این دو در «دانشجو» با هم تلاقی می‌کنند، هم آشنا به مباحث تئوریک اند، هم قدرت و شور عمل دارند.

فعال دانشجویی چه باید کند؟

برای حل مسائل ورود موردی کافی نیست؛ باید خواهان اصلاح ساختار فسادزا بود، پرکردن مداوم مخزن سوراخ چاره گر نیست!

باید برای حل مسائل ورود کرد حتی اگر اشتباه داشت، اما مطالبه درست را باید یاد گرفت و یادداد. فقط هم از انبار نباید مصرف کرد، باید کارخانه مطالبه‌گر سازی دانشگاه را راه انداخت.

تشکل دانشجویی برای ورود نباید منتظر ایجاد موج و جو باشد سپس ورود کند، به جای موج سواری باید موج سازی کند، به جای ورود بعد از خودسوزی کارگر باید پیش‌تر به فکر علاج باشد، قبل از حادثه، باید «موج درمانگر» بسازد، نباید اجازه دهد درمانِ بعدِ فریاد رویه شود.

جدای از دانشجویان خرده تشکل‌هایی که وقتی کارگران هپکو داشتند روی ریل به صدای قطار گوش می‌دادند برای خالی بودن صدای ویالون سل در دانشگاه بیانیه می‌دادند، دانشجویانی بودند که صدای فریاد درد از شهرک صنعتی اراک، هپکوی تعطیل شده‌ای که زمانی قطعه ساز نمونه شتاب دهنده سرن بود، آن‌ها را از شهرهایشان (باهمان پرچم بدر) به اراک کشاند.

هرچند حتی برای این کار هم از گروه اول برچسب خوردند، از «ریشو‌های مارکسیست» گرفته تا «سازمان دهندگان پرولتاریا» بارشان کردند.

جای جدید نداشتند برچسب روی برچسب خوردند، زخم خودی‌ها بماند؛ البته اگر راه آسان بود باید در حقانیتش شک کرد!

از برکات بی عدالتی ها، اما تربیت دانشجویانی عدالت خواه است که هدفشان فقط برخود با فساد مالی نیست، استضعاف است، از هرنوع که باشد اعم از استبداد و استعمار و استثمار و استحمار. طبقه‌ای به وسیله استبداد به بیچارگی می‌افتد، طبقه‌ای به وسیله غارت و ربودن ثروت استثمار می‌شود که این استضعاف اقتصادی است و کسانی با اندیشه و فکر و تعقل (به وسیله نیرو‌های استحمارگر که بنیاد استبداد و استثمارند) استحمار می‌شوند و این استضعاف عقلی و شعوری و احساسی است.

مبارزه برای آزادی و عدالت مثل جریان آبی در بستر زمان جریان دارد، از پیش از نوح تا قیام حسین ابن علی و همین طور تا آخرالزمان (که این نهضت پیروزی جهانی پیدا می‌کند) ادامه دارد و امروز این وظیفه، این مبارزه و این مسئولیت میراث ماست؛ ما دانشجویان که هم ضرورتش را درک می‌کنیم هم توانش را داریم، پس بهانه‌ای نداریم…

لِلْحَقِّ دَوْلَةٌ، لِلْباطِلِ جَوْلَةٌ.

حق جریان پیوسته دارد و باطل جولان مقطعى.

ان شاءالله در مسیر جریان پیوسته حق باشیم و ثابت قدم بمانیم…

سعید مراحل- فعال دانشجویی دانشگاه شهید چمران اهواز

انتشار یادداشت‌های دانشجویی به معنای تأیید تمامی محتوای آن توسط «خبرگزاری دانشجو» نیست و صرفاً منعکس کننده نظرات گروه‌ها و فعالین دانشجویی است.